اولی اشتک، ماشین سوئیسی (3)

اولی اشتک، ماشین سوئیسی (3)

رویاها به واقعیت می رسد...

خیلی عجیب بود که در آن ارتفاع او خیلی راحت و سریع حرکت می کرد. Griffith می گوید: زمانی که می خواستیم غرب اورست را صعود کنیم مطمئن بودم که موفق می شود، ولی مطمئن نبودم تراورس به سمت لوتسه امکان پذیر باشد، خیلی دور از تصور بود. 

10 روز بعد Griffith، Moro و Steck بار دیگر هم هوایی انجام دادند این بار در مسیر Southcol قسمت جنوب شرقی خطی که از سمت نپال به صورت عموم برای صعود استفاده می شد، آنها صعود را آغاز کردند. در همان صبح شرپاها مشغول زدن طناب های ثابت در سمت دیواره رو به لوتسه بودند. کاری سخت و پراسترس. 

در سال های اخیر توافقی بین شرکت های برگزار کننده صعودها انجام شده است که در روز طناب گذاری در مسیر صعودی صورت نگیرد تا شرپاها به کارشان برسند با توجه به این توافق باز هم هر سه 50 تا 100 متر دورتر از شرپاها تا ارتفاع 7000 متری صعود کردند و به کمپ سه رسیدند و بعد از برخورد با شرپاها درگیری به وجود آمد که در تاریخ صعودهای اورست دیده نشده است. تیم شرپاها بعد از درگیری به سرعت به پایین برگشتند و دست از کار کشیدند و بعد از بازگشت آنها به کمپ دو، شرپاها با سنگ به آنها حمله ور شدند و آنها با ترس فرار کردند. اگر آنها مسیر اورست_لوتسه را صعود می کردند سرتیتر خبرها بودند. با رسیدن تابستان اشتک دوباره تمرینات خود را برای صعود مجدد اورست_لوتسه از سر گرفت.

آناپورنا رویایی با شک و گمان 

در برنامه آناپورنا برای صعود بعد از ارتفاع 6100 متر چادری نیز همراه خود داشت، ولی نتوانست کیسه خواب و غذای کافی با خود حمل کند. هنگام صعود با بهمنی برخورد داشت و وسایل عکس برداری که برای ثبت وقایع همراه داشت را از دست داد. او مجبور شد برای این که نقطه مناسبی برای ماندن پیدا کند کمی پایین تر رود. هوا سرد و طوفانی بود و دو لیتر آب بیشتر همراه نداشت. منتظر تغییرات هوا بود. زمانی که خورشید غروب کرد هوا آرام تر و باد قطع شد و هنگام شب کمی استراحت کرد. زمانی که تصمیم گرفت که صعودش را شروع کند مقابلش 400 متر دیواره بود که در آن شرایط غیرعادی انتظارش را نداشت. بعد از رفتن روی آن متوجه شد که شیب زیاد هم عمود نیست. فقط در بعضی از نقاط سطحی یخی و پله ای داشت که برای صعود سولو راحت تر بود. 

تا ارتفاع 7300 متر اوضاع مساعد بود و باید سریع حرکت می کرد، می دانست که باید دوباره به این نقطه بازگردد و تا قبل از طلوع آفتاب باید کار را تمام کند اگر آفتاب به سطح یخ می تابید او در آن نقطه گیر می افتاد. ساعت 1 صبح به قله رسید و سه ساعت بعد به چادرش بازگشت، وسایلش را جمع کرد و بعد از 24 ساعت به هم تیمی هایش که از آنها جدا شده بود، پیوست. متاسفانه به دلیل عدم ثبت وقایع صعودش در شبه ماند. اشتک می دید که چقدر می تواند فراتر از محدودیت هایش برود. چنین ریسکی حتی یکبار در زنندگی خیلی جالب است. با توجه به ساعت صعودش در نیمه شب هم هوایی او فقط تا 6500 متر بوده است و سرعت صعودش در ارتفاع 200 متر در هر ساعت بود. 

در سال 2014 او در کانچن چونگا از ارتفاع 7500 تا 8500 متر را نیز با همین سرعت صعود کرده است. Griffith هم تیمی اش در اورست می گوید: اشتک به عنوان کوهنورد سرعت اروپا شناخته شده است. او اطلاعات و تجربیات زیادی در ارتفاع دارد خیلی از مردم فکر می کنند که او ظرفیت خاصی دارد که بخ صورت ژنی است و باعث اختلاف جدی او با سایر انسانهاست. او خون رقیقی دارد بنابراین در ارتفاع بالا غلظت خون کافی ندارد. 

اشتک می گوید: قابلیت آنچه که در صعودش به آناپورنا بوده است را داشته و به آن باور دارد. احمق نیست و اگر دروغ گفته باشد برای اسپانسرها و خودش خودکشی است. خود او نیز این را می دانست و در سایتش نوشته بود قله ای در شک و گمان. می گوید هیچ عکسی از قله ندارم ولی هنگامی که دوربینم را از دست دادم آیا می توانم از صعود دست بکشم؟ نمی توانم ثابت کنم که صعود کرده ام یا نه آنها هم می توانند باور کنند یا نکنند.

دو هفته بعد از صعود اشتک، آلپینیست های فرانسوی تصمیم به صعود آناپورنا از جناح جنوبی گرفتند. سمت جنوبی یخ کمتری داشت و 40 سانتی متر بارش برف و هوای متغیر باعث شد 8 روزه به قله برسند. آنها تجربیاتشان را با اشتک در میان گذاشتند و گفتند هیچ شکی در صعود اشتک به قله نیست و او صعود کرده است و تقریبا شبهه در صعودش به آناپورنا از بین رفته بود.

نظرات بازدیدکنندگان